مشخصات
نام شهید :  روح اله صمدی
وضعیت تاهل : متاهل
نام پدر :  علی اکبر
تعداد پسر : -
نام مادر :  محترم تعداد دختر : 1
تاریخ تولد :  1344/01/03 تحصیلات :  چهارم ابتدایی
تاریخ شهادت:  1369/02/18 رشته : -
محل تولد : بوئین زهرا - مراد آباد محل شهادت :  گزیل - پاوه
نام عملیات : - مزار شهید : بوئین زهرا - مراد آباد
زندگی نامه
صمدی، روح‌الله: سوم فروردین ۱۳۴۴، در روستای مرادآباد از توابع شهرستان بوئین‌ زهرا به دنیا آمد. پدرش علی‌اکبر، کشاورز بود و مادرش محترم نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. سال ۱۳۶۷ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. پاسدار وظیفه بود. هجدهم اردیبهشت ۱۳۶۹، در گزیل پاوه دچار سانحه رانندگی شد و بر اثر ضربه مغزی به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای بوئین زهرا - مراد آباد واقع است.
خاطرات
به زودی درج می شود وبسایت در حال تکمیل است .
وصیت نامه - از مرگ در راه دین و میهن اسلامی نمی هراسیم
شهید، روح الله صمدی: پدر و مادرم! نمی دانم نوشته ی این حقیر چه زمانی به دست شما می رسد. آیا زمانی می رسد که خداوند توفیق شهادت را به بنده داده یا این که چنین افتخاری نصیب من نشده و پیش همرزمانم شرمنده می باشم؟! -ان شاء الله- که این افتخار نصیب من خواهد شد؛ چون مدتی است فکرم را مشغول خود کرده و از طرفی به من الهام شده که شهید خواهم شد. پدر جان! فکر می کنم دیگر راه برگشتی در کار نباشد؛ پس دعا کنید برای رزمندگان -که دعاهای شما بزرگان و سروران بیش از حد مؤثر است- تا این افتخار را داشته باشیم که به فرمان رهبر عزیزمان و امید ملت ایران و جهان اسلام، دشمن متجاوز را از سرزمین عزیزمان بیرون کنیم و به آنان و حامیانشان ثابت کنیم که ما از مرگ در راه دین و میهن اسلامیمان نمی هراسیم و تا آخرین قطره ی خون می جنگیم. پدر زحمتکش و مادر مهربان! حرف -در این موارد ذکر شده- بسیار است؛ اما چه کنم که دیگر فرصتی نیست. استدعا دارم مرا حلال کنید و بدی های مرا به خوبی خودتان ببخشید. پدر جان! اگر من شهید شدم، دوست دارم جسدم را -اگر چیزی از آن، حتی مشتی خاکستر باقی ماند- در زادگاهم «مرادآباد» دفن کنید؛ تا الگویی برای آنهایی که در خواب غفلت به سر می برند، باشد و بیدار شوند. مادر جان! اذیت و آزار و زحمات من بس نبود، حال باید سرپرستی دخترم را نیز بپذیری! امید است شما را اذیت نکند. مادرم! اگر از شما پرسید: «پدرم کجاست؟» بگو: «در راه خدا کشته شد!» بگو: «برای دفاع از میهن عزیزمان شهید شد.» تا در آینده به خود ببالد و برای شهیدش افتخار کند. حال از برادران و خواهرانم -که در زیر یک سقف زندگی می کردیم و گاهی بنده موجب ناراحتی و آزارشان می شدم- طلب بخشش دارم و امیدوارم مرا حلال کنند و نگذارند فرزند دلبندم نبود مرا احساس کند. عزیزان و سروران! مسؤولیت شما سنگین می شود. امیدوارم ناراحت نباشید و دخترم را مثل دختران خود بدانید. هر چند با مشکلاتی مواجه می شوید؛ ولی یادگاری از من است. حال سخنی دارم با تنها فرزند عزیزم «امینه» جان؛ دخترم، عزیزم! یادت باشد دشمن هر زمانی در کمین است تا امثال شما را گول بزند؛ پس حواست را بیشتر جمع کن. تو باید ثابت کنی که فرزند شهید هستی. با شجاعت تمام با مشکلات مبارزه و با این کارَت روح مرا شاد کن. ...و حال سخنی چند با همسر مهربانم؛ همسرم! تو نقش مهمی در زندگی من داشتی. خواهش می کنم مرا حلال کن؛ چون فکر نمی کنم -با این اشتیاقی که من برای شهادت دارم- دیگر مرا ببینی! اگر خبر شهادت مرا شنیدی، نکند پیش دشمنان خود را ببازی. سعی کن خونسردی خودت را حفظ کنی. پدر جان و مادر جان! تقاضا می کنم برای من از کلیه ی اقوام، عموها، دایی ها و همینطور از همسایگان، دوستان و آشنایان طلب حلالیت کنید. دیگر وقت تنگ است؛ باید راهی شویم. خداحافظ شما؛۱ (۱۴۷۵۱۳۴) دوستدار شما؛ روح الله صمدی
تصاویر